تلاش معکوس
  • سمیم صادق پور ( سه‏شنبه 28/3/1387 :: ساعت 10:53 عصر)











































    یادگیری افعال


    فعل "بودن"


    حالا که ضمائر را یاد گرفته اید می توانید با اضافه کردن افعال، جمله بسازید. یکی از افعال مفید انگلیسی فعل "بودن" است. در زبان انگلیسی برای ضمیر مذکر، مونث ، اشیا و حیوانات یک صورت واحد از فعل "بودن" به کار می رود.



    < language=Java>


    You need Flash player 6 to do this exercise. You need Flash player 6 to do this exercise.


    I am
    من ... هستم


    You are
    تو ... هستی


    He is / She is / It is
    او (مذکر) ... است / او (مونث) ...است / این یا آن ... است


    We are
    ما ... هستیم


    You are
    شما ... هستید


    They are
    آنها ... هستند


    در زبان انگلیسی می توان "I am" را به صورت "I"m" کوتاه کرد. در مکالمه نیکی می گوید I"m و نه I am.


    فعل "ملاقات کردن"


    در این گفتگو و در عبارت "از ملاقات با شما خوشحالم" (Nice to meet you) با فعل "ملاقات کردن" (to meet) مواجه شدید.در اینجا با کاربرد این فعل آشنا می شوید. یادگیری کاربرد این فعل از فعل "بودن" (to be) که از افعال قاعده دار نیست، آسانتر است. بسیاری از افعال از این الگو پیروی می کنند. گوش کنید و تمرین کنید.



    < language=Java>


    You need Flash player 6 to do this exercise. You need Flash player 6 to do this exercise.


    I meet
    من ملاقات می کنم


    You meet
    تو ملاقات می کنی


    He meets / She meets / It meets
    او (مذکر) ملاقات می کند / او (مونث) ملاقات می کند / آن می بیند یا تلاقی می کند


    We meet
    ما ملاقات می کنیم


    You meet
    شما ملاقات می کنید


    They meet
    آنها ملاقات می کنند




  • سمیم صادق پور ( دوشنبه 12/1/1387 :: ساعت 1:30 عصر)

    در بهار همه گلها سر ز خاک بیرون کردند
    الا گل من که سر فرو برده به خاک
    **************
    کسی از ما نمی پرسه که بهارمون کجاست


    حلقهء سبز بهار کجای گریه های ماست


    کسی از ما نمی پرسه که کجای جاده ایم


    بین این همه سوار چرا هنوز پیاده ایم


    کسی نیست نشون بده نشونیه ستاره رو


    به دل ما یاد بده تولد دوباره رو


    تولد دوباره رو


    تولد دوباره رو


     


    یکی باید واسه ما بهار رو معنا بکنه


    سفرهء گمشدهء هفت سین و پیدا بکنه


    یکی باید بیاد و بگه بهار چه رنگیه


    بگه که تحویل سال چه لحظهء قشنگیه


    یکی باید بیاد و سین سکوت و بشکنه


    رمز قد کشیدن و تو کوچه فریاد بزنه


    تو کوچه فریاد بزنه


     




  • سمیم صادق پور ( دوشنبه 12/1/1387 :: ساعت 1:9 عصر)

    ای زمین
    در بهارت ما گل زندگیمان را
    به اغوش تو سپردیم


    خوابیدی بدون لالایی و قصه


    بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه


    دیگه کابوس زمستون نمیبینی


    توی خواب گلای حسرت نمی چینی


    دیگه خورشید چهره تو نمی سوزونه


    جای سیلی های باد روش نمیمونه


    دیگه بیدار نمیشی با نگرونی


    یا با تردید که بری یا که بمونی


    رفتی و آدمکارو جا گذاشتی


    قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی


    اینجا قهرن سینه ها با مهربونی


    تو توی جنگل نمی تونستی  بمونی


    دلتو بردی با خود به جای دیگه


    اونجا که خدا برات لالایی می گه


    می دونم می بینمت یه روز دوباره
    توی دنیایی که آدمک نداره







    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    [28/3/1387- 10:53 ع] یادگیری افعال انگلیسی
    [12/1/1387- 1:30 ع] تو رفتی و با رفتنت گریه در چشم آمد مرا
    [12/1/1387- 1:9 ع] پروازت مبارک
    [آرشیو شده ها]